مدیـر نـوآور

خلاقیت را تکان ذهنی برای رام کردن تنش‌های درونی دانسته‌اند. شما هم به عنوان یک مدیر می‌توانید نوآوری و خلاقیت ذهن خودتان را آزمایش کنید. آیا قادرید با یک تکانة ذهنی، خودتان را از قالب‌های عادت بیرون بیاورید و به درون سرکشتان تلنگر بزنید؟ قلم و کاغذ آماده کنید. از سر کلمه‌ای که بیان می‌کنم یک استعاره یا تشبیه بسازید. جمله‌هایی می‌توانند قالب شکن باشند که با پیوند این سه عنصر نامأنوس، ایده‌ای نو و تازه بیان کنند. این درحالی است که می‌دانیم هیچ یک از این سه عنصر به تنهایی پدیده‌های نو و تازه‌ای نیستند. هرکس توانسته باشد قالب‌های مأنوس را با تشبیه‌سازی یا استعاره‌سازی خود بیشتر بشکند، توان بیشتری برای آفرینشگری دارد. مدیرخلاق، مدیری قالب‌شکن است ولی پذیرش مدیری خلاق و آفرینشگر برای اکثر انسان‌ها که در قالب‌های موجود محصورند، سخت دشوار است. کشمکش بین فرهنگ روز و فرد خلاق تمام نشدنی است. تاریخ، این حقیقت را ثبت کرده است. کپرنیک و گالیله به عنوان کافر تقبیح شدند چون در آن زمان ذهن خلاق آنان شناسایی نشده بود. رنج بردن از شک‌گرایی و ناباوری، یا واکنش زیانبار هم‌عصران آفرینشگر، بهایی است که افراد خلاق پرداخته‌اند و هنوز هم می‌پردازند. از این رو، اغلب نوآورن تا آخر عمر خویش ناشناخته باقی می‌مانند ولی بعد از مرگ به شکوفایی و زندگی دوباره می‌رسند. مدیران خلاق و نوآور مدیرانی خارق‌العاده نیستند، همین افراد معمولی هستند امّا با این تفاوت که متفاوت فکر می‌کنند زیرا از شخصیت ممتازی برخوردارند. آنان نسبت به مسائل کنجکاو هستند و عمیق می‌اندیشند. در این مقاله بعضی از ویژگیهای مدیران خلاق و نوآور را برمی‌شماریم: ● هوشمندی هرچند بهرة هوشی شرط کافی برای آفرینش‌گری و خلاقیت نیست، ولی لازم است و فقط می‌توان آن را تاحدودی شرط لازم دانست. زیرا همواره همبستگی مثبتی بین نمرات آزمون هوش و آزمون خلاقیت دیده می‌شود یعنی مدیرانی که نمره‌های آزمون هوش آنها بالاتر از عادی است معمولاً در آزمون خلاقیت هم نمره‌های بالایی می‌گیرند. البتّه همة صاحب‌نظران در این زمینه موضع قاطعی ندارند برای مثـــال تورنس رابطة هوش و خلاقیت را براساس نظریة آستانه‌ای تعیین می‌کند این نظرچنیــن است: «وقتی بهره هوشی پائین‌تر از حد معینی باشد خلاقیت نیز محدود است امّا اگر بهرة هوشی فراتر از حد باشد ۱۲۵ – ۱۲۰ = IQ خلاقیت به عنوان بُعدی مستقل درمی‌آید و شکوفا می‌شود. ● آگاهی و حساسیت نسبت به محیط مدیران خلاق نسبت به محیط خویش بیش از حد معمول حساس هستند آنان در رنگ و بافت اشیاء و واکنش‌های افراد، نسبت به نوشته‌ها و خواندنی‌ها یا چیزهایی که دیگران متوجه آن نمی‌شوند، توجه خاص دارند. از طرفی مدیران خلاق چون بیش از دیگران دست به تجربه می‌زنند و نیازمند کسب آگاهی بیشتر در مورد کشف محیط اطراف هستند لذا همان طور که تجربه می‌کنند، آگاهی و حساسیت خود را به موارد مورد نظر معطوف تا شناخت آنها کامل‌تر شود. ● توانایی انعطاف‌پذیری و قدرت ابتکار مدیر خلاق همواره راه‌های گوناگون و نو را می‌پذیرد و می‌آزماید یعنی کاربردهایی که یک مدیر خلاق برمی‌شمارد، غالباً کاربردهایی غیرمعمول هستند زیرا ابتکار و نوآوری از مهمترین ویژگیهای یک مدیرخلاق است. ولی پاسخ‌های یک فرد عادی چنین نیست یعنی در اغلب موارد استفاده‌های معمولی را بیان می‌کنند. ● شک‌گرایی و پایداری نیچه می‌گوید: گناه تمام مردم جهان به گردن تعصب و خودرأیی است. تعصب نوعی جمود روانی است. مدیران غیرخلاق بیش از هر چیز محافظه‌کاری می‌کنند. آنها به آنچه قبلاً شناخته شده است اعتماد دارند و تازه‌پذیر نیستند امّا افراد خلاق و آفرینشگر همواره امور مختلف را با تردید می‌نگرند و حتی نسبت به ایده‌های پذیرفته شده نیز شک می‌کنند و یک علامت سؤال برای خود در نظر می‌گیرند. زیرا مدیرخلاق می‌خواهد همواره جنبة منطقی امو را وارسی کند و آنچه را که غیرمنطقی و غیرمعقول است از پایه و اساس جدا سازد و تغییر دهد. ● بازیگوشی فکری و شوخ‌طبعی مدیر خلاق یا آفرینشگر با ایده‌های تازه‌ای که پیدا می‌کند، به بازی می‌پردازد و آن وقت با اندیشه‌های تازة خود وارد حیطة عمل می‌شود، زیرا با این کار می‌خواهد ببیند به کجا می‌تواند برسد، ابداعی، اختراعی، کشفی و یا تفکری بدیع بکند. مدیرخلاق معمولاً شوخ طبع نیز هست و در برابر ناسازگاری‌ها به گونه‌ای خودجوش واکنش طنزآمیز از خود نشان می‌دهد. معمولاً اکثر این واکنشها بسیار زیرکانه‌اند. ● ناهمنوایی و اعتماد به نفس مدیران خلاق از اعتماد به نفس، ارادة قوی و تجربی و قدرت رهبری قابل توجهی برخوردارند و از اینکه همنوا با دیگران نباشند، ناراحت نیستند. آنان نسبت به کارها و فعالیت‌های خود محکم و مقاوم‌اند و اگر به کارشان مطمئن باشند برای اثبات آن کوتاهی نمی‌کنند، آنان دارای اراده‌ای خلل‌ناپذیر هستند. ● دوست داشتن زندگی در بین مدیران خلاق ما خودکشی، افسردگی، تارک دنیایی و... مشاهده نمی‌کنیم. آنان به زندگی عشق می‌ورزند، به ادامة آن علاقه‌مند هستند و برای زندگی بهتر تلاش می‌کنند. آنان معتقدند تا «شقایق هست، زندگی باید کرد» و از یأس، ناامیدی، افسردگی و غم و اندوه دوری می‌کنند. ● کنجکاو بودن مدیران خلاق کنجکاو، دقیق و جستجوگر هستند آنان به دلیل و علل پیدایش مسائل می‌اندیشند و نسبت به کوچکترین مجهول از خود کنجکاوی نشان می‌دهند. آنان بسیار دقیق و نکته‌سنج‌اند و نسبت به انواع رویکردها، عکس‌العمل‌های متعددی از خود نشان می‌دهند. ● دوست داشتن خود مدیران خلاق چون زندگی را دوست دارند، به دیگران احترام می‌گذارند، مهربان هستند و دیگران را کمک می‌کنند، افراد خلاق و کاوشگر چون دیگران را دوست دارند پس برای خودشان هم ارزش قائل‌اند و خود را دوست دارند و همین دوست داشتن خود موجب تلاش بیشتر برای زندگی و کوشش فزون‌تر برای بهبود زندگی می‌شود. ● نترس بودن یا نترسیدن از شکست مدیر خلاق از شکست نمی‌هراسد. او با شکست مبارزه می‌کند و معتقد است که هیچ چیز ترس ندارد و ترس زائیدة تفکر خود فرد است و این انسان‌ها هستند که ترس را می‌آفرینند و بی‌جهت از بعضی چیزها می‌ترسند. مدیر خلاق سعی در جبران شکست می‌کند و هر شکست را راهی برای رسیدن به کامیابی و موفقیت می‌پندارد. ● داشتن انرژی فراوان مدیر خلاق از انرژی بالایی برخوردار است. او از انرژی به صورت مثبت استفاده می‌کند او به علّت داشتن درک بالا و فهم زیاد، عکس‌العمل‌های متفاوتی از خود برای نیل به اهدافش بهره می‌برد. ● آشفته نبودن فکر مدیر خلاق فکر خود را آشفته نمی‌کند، به مسائل می‌نگرد و در پی حل آنها برمی‌آید. او فکر خود را معطوف مسائل مثبت و راه‌حل‌های منطقی می‌کند. او باآشفتگی فکر نمی‌تواند گامی مثبت در راه پیشبرد اهدافش بردارد پس فکر خود را از مسائل پیش و پاافتاده تهی می‌سازد تا پیشرفت کند. ● زندگی کردن در زمان حال تعدادی از مدیران با گذشتة خود زندگی می‌کنند و برای آنچه از دست داده‌اند یا گذشته است حسرت می‌خورند، تعدادی از آنها با آینده سر می‌کنند و به فکر روزهای آتی هستند و تعدادی هم به حال می‌نگرند و درحال زندگی می‌کنند و در حال به سر می‌برند. مدیران خلاق از جملة این افراد هستند. آنان برای آنچه گذشته حسرت نمی‌خورند بلکه از گذشته درس عبرت می‌گیرند و برای آنچه نیامده، زندگی نمی‌کنند بلکه برای رسیدن به آینده تلاش می‌کنند و در حال زندگی می‌کنند. ● بی‌نیازی به تأیید دیگران مدیران خلاق از آنچنان اعتماد به نفس بالایی برخوردارند که نیازی به تائید دیگران در خود احساس نمی‌کنند آنان نیاز به توجّه دیگران ندارند اگر کاری یا فعالیتی را مثبت و خوب ببینند ادامه می‌دهند و اگر انجام کاری را منفی نپگارند، از انجام و ادامة آن سرباز می‌زنند، آنان نیازی به تعریف و تمجید از سوی دیگران ندارند. ● استقلال مدیر خلاق مستقل عمل می‌کند و احساس نیاز به دیگران در او خیلی کم است. او خودش کارهایش را انجام می‌دهد و از اینکه به کسی متکی باشد، احساس ناخشنودی دارد. ● خنده‌رو و شادبودن یک مدیر خلاق به مردم نمی‌خندد بلکه با مردم می‌خندد، مدیرخلاق فردی سخت و جدی نیست تا با سخنی و یا حالتی خشک و عبوس زندگی را بپیماید. بنابراین علاقه و اصرار ندارد که هر کاری را حتماً در جای خود و زمان خاص خود انجام دهد. برعکس همواره ناهماهنگی و تغییر را دوست دارد. شوخی‌هایش معمولاً غیرخصمانه و غیرکینه‌توزانه هستند و هرگز با شوخی و خنده کسی را مورد تمسخر قرار نمی‌دهد زیرا فرد خلاق همواره با مردم می‌خندد نه به مردم. ● داشتن بصیرت و بینش نسبت به رفتار دیگران یکی از مشخصه‌های مدیر خلاق داشتن بصیرت و بینش نسبت به رفتار دیگران است. به طوری که هر آنچه برای دیگران پیچیدن و غیرقابل مهم و درک است برای مدیر خلاق کاملاً روشن و قابل درک و فهم است. بنابراین مشکلات و مسائلی که بیشتر مردم را مأیوس می‌کند و حتی به حالت رکود و فلج روانی درمی‌آورد، به نظر مدیرخلاق یک ناراحتی بسیار جزئی و کم‌اهمیت است و همین امر سبب می‌شود فرد خلاق هیچ گونه درگیری مستقیم با مسائل و مشکلات حتی زندگی نداشته باشد. مدیرخلاق با دیگران درگیری ندارد و همین عدم دیگری عاطفی،‌ او را برای غلبه بر موانعی که سر راهش قرار دارند، توانمند و بابصیرت می‌سازد. ● ارج نهادن به طبیعت مدیر خلاق، گردش در طبیعت را دوست دارد و این دوست داشتن بدون تظاهر صورت می‌گیرد یعنی فرد خلاق با طبیعت دست نخورده و جهانی که به دست بشر ساخته شده و رو به نابودی می‌رود، آشتی دارد. او به راحتی قادر است برای همة چیزهایی که در طبیعت وجود دارد امّا برای دیگران بدردنخور و کهنه شده‌اند، ارج بگزارد و آنها را باارزش قلمداد کند. ● مثبت و سازنده بودن خصوصیت دیگر مدیر خلاق این است که فردی کاملاً مثبت، خوش‌بین، صادق و سازنده است،‌ هیچ گاه پاسخ‌های طفره‌‌آمیز نمی‌دهد، دروغ نمی‌گوید و تظاهر نمی‌کند. زیرا دروغ گفتن و تحریف شخصیت دیگران در اصل نفی شخصیت خویش است لذا با آن مخالف است بنابراین همواره واقعیت را بیان می‌کند و مکر و ریا در زندگی او جایی ندارد.

/ 0 نظر / 7 بازدید